تفتيش عقايد آراگون و كاستيل، آموزش عبري را در مدارس دومينيكي به وجود آورد تا تبليغات ضديهود را تسهيل كند. در 1264، هيماي دوم ملقب به فاتح او را مأمور كرد همراه با ريموندو مارتين، آرنولد مگارايي، و پيتروي جنوايي (كه همه دومينيكي بودند) آثار عبري، بهويژه
تلمود را مورد رسيدگي قرار دهند. سرانجام، آنان اظهار كردند كه تلمود داراي مطالب خوبي است و لازم نيست آن را يكباره منهدم كنند. ريموندو مارتين آثار متعددي بر ضديهود نوشت، كه يكي از آنها به نام خنجر دين هم به عبري و هم به لاتيني تدوين شده بود.
همينقدر دربارهٴ مطالعهٴ عبري به وسيلهٴ مسيحيان كافي است. خود يهوديان نسبت به زبانشان علاقهٴ عميقي داشتند؛ اين امر بهويژه، در اين دوره، در مورد يهوديان غربي صادق است، چون بسياري از آنان سرگرم ترجمهٴ آثار عربي بودند. مسلماً هيچ چيز به اندازهٴ اين كار، كه نكات باريك بيشماري را در هر زبان هويدا ميسازد، موجب تشديد آگاهي زبانشناختي نميشود. از اين گذشته برخي از كتابهايي كه از عربي ترجمه شد دربارهٴ دستور زبان عبري بود. دو رسالهٴ ابن جناح، بزرگترين زبانشناس عبري، در قرون وسطا را در 1254، سليمان بن ايوب در بجايه از عربي به عبري ترجمه كرد. بدين ترتيب، تبعيت فكري عبري از عربي حتي در زمينهٴ زبان خودش هم ادامه يافت.
از آن جاكه زمان تنحم اورشليمي كاملاً نامعلوم است واژهنامهٴ عبري به عربي مشنه توره ممكن است برخلاف آنچه دربارهٴ نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم نوشتهام، مربوط به اين دوره باشد.
9. عربي. در مورد عربي هم بايد مانند عبري عمل كنيم، ميان مطالعهٴ آن زبان از طرف بيگانگان و كساني كه هر روز از آن زبان استفاده ميكردند تفاوت قائل شويم.
دومينيكيان تحصيل زبان عربي را هم مانند زبان عبري و به همان منظور دنبال كردند. لازم بود در برابر كفار با اسلحهٴ خودشان ظاهر شد، تا بتوان آنها را به جان خودشان انداخت. مدارس دومينيكيان براي تحصيل زبان عربي پيش از 1265، در تونس و مرسيه داير بود. يكچنين مدرسهاي ممكن است هستهٴ اصلي دانشگاهي بوده باشد كه آلفونسوي دهم، در 1254، تأسيس كرد. البته آن دانشگاه با همهٴ دانشگاههاي ديگر فرق داشت، از اين لحاظ كه درنظر بود دوزباني باشد، يعني لاتيني و عربي. با اين همه، دربارهٴ اقدامات آن چيزي نميدانيم و احتمال دارد كه واقعاً فعليت نيافته باشد.
يك واژهنامهٴ لاتيني به عربي به ريموندو مارتين منسوب است. پدرو پاسكال معلومات خوبي دربارهٴ زبان عربي داشت و در رسالهاي به زبان اسپانيايي در رد اسلام از آن بهرهٴ كامل برده است. بزرگترين عربيدان اين عصر ــ و بيشك تمام قرون وسطا ــ رامون لول بود. او نه فقط عربي ميدانست، بلكه ميتوانست بدان زبان بنويسد و صحبت كند. در واقع برخي از كتابهايش، بهويژه، كتاب
مفصل تفكرات، مستقيماً به عربي تأليف يا توسط خودش به آن زبان